در حال حاضر، صنایع معدن و فلزات در سرتاسر جهان در حال سرمایهگذاری بر فناوریهای دیجیتال در سراسر زنجیرهی ارزش، از عملیات تا تدارکات تا فروش و بازاریابی هستند. با این حال، بسیاری از این سرمایهگذاریها تا حد زیادی از پتانسیل خود فاصله گرفتهاند: طبق شاخص شتاب دیجیتال BCG (DAI) صنعت فلزات و معادن تقریباً ۳۰ تا ۴۰ درصد کمتر از صنایع قابل مقایسه مانند خودروسازی یا تولید مواد شیمیایی به بلوغ دیجیتالی رسیدهاند.
عقب ماندن صنعت معدن و فلزات از دنیای دیجیتال یک کمبود بزرگ به حساب میآید، به خصوص با توجه به مزایای عظیم فناوری دیجیتال برای این بخش. با تسریع در تحول دیجیتال، مدیران و صاحب منصبان حوزهی فلزات و معادن میتوانند ظرفیت تولید را افزایش دهند، فرآیندها را ساده سازی کنند، هزینهها را کاهش دهند، بازیابی و بازدهی فلزات را بهبود بخشند و پیچیدگی زنجیره تأمین را کاهش دهند. انجام این کار آسان نیست، اما تعداد کمی از صنایع توانستهاند آن را انجام دهند و یک تحول دیجیتال موفق داشته باشند. در مقالهی حاضر پس از نظرسنجی و بررسی دقیق عملکرد مسئولین مختلف در حیطهی صنعت فلزات و معادن در این مسیر، شتاب دهندههای دیجیتالی را شناسایی کردهایم که برای رهبران این صنایع، سفر دیجیتال متفاوتتری از سایر صنایع و سازمانها رقم میزند.
راهکار پامیکا برای صنایع و سازمانهای بزرگ
تحول دیجیتال در صنعت معدن و فلزات؛
موانع خاص و فرصتهای خاص!
تعجب آور نیست که بسیاری از صنایع فلزات و معادن در اجرای تحول دیجیتال با مشکل مواجه میشوند. نیروی کار این صنایع اغلب با کارهای فیزیکی و یدی سروکار دارند و با راهکارهای دیجیتال کمتر از سایر صنایع آشنایی دارند. صنایع فلزات و معدن اغلب در مکانهای دور با پهنای باندی ضعیف فعالیت میکنند. و در مکانهای استقرار دارند که زمین ناهموار نصب سنسورهای دیجیتال را دشوار میسازد. همچنین ممکن است مقاومت فرهنگی در برابر تحول دیجیتال وجود داشته باشد چراکه گاهی در این صنایع فرآیندهایی وجود دارند که بیش از یک قرن برقرار بودهاند و درنتیجه شاید اتوماسیونی منجر به ریزش نیروی کار شود.
این چالشها کماهمیت نیستند. اما پژوهشگران این مقاله در طول تحقیقات خود، با چندین شرکت معدن و فلزات کار کردند که بر این موانع با روشهای نوآورانه غلبه کنند و در نتیجه، دستاورهای قابل توجهی به دست آوردند. برخی از آنها تولید معدن خود را ۱۰ تا ۲۰ درصد و بهره وری از تهیه و تأمین خود را تا ۵۰ درصد افزایش دادند و میزان آلایندهها و دورریز خود را ۱۵ تا ۳۰ درصد کاهش دادند.
مقیاس و تنوع مزایای تحول دیجیتال در صنعت معدن و فلزات پژوهشگران این مقاله را بر آن داشت تا عمیقتر به یافته های نظرسنجی DAI بپردازند و از تجربههای جهانی خود در زمینه فلزات و معدن برای شناسایی شیوههای کلیدی که رهبران حوزهی دیجیتال دنبال میکنند استفاده کنند. در این مقاله با پنج عامل شتابدهندهی دیجیتال ویژهی صنعت فلزات و معدن آشنا میشوید که میتوانند به تسریع پذیرش فرهنگ دیجیتال پایدار و ارزش آفرین کمک کنند.
روی نیازهای کاربران و نیروی انسانی خود تمرکز کنید تا شکاف بین استراتژی و اجرای دیجیتال را از بین ببرید. اکثر صنایع معدن و فلزات دارای استراتژیهای دیجیتال بلندپروازانه هستند، اما شکاف بین استراتژی و اجرا در این صنایع همواره قابل توجه است، به ویژه در مقایسه با سایر صنایع. مدیران صنعت معدن و فلزات سه دلیل برای این امر ذکر میکنند: عدم وجود راهکارهای سفارشی، استفاده از متدولوژیهای آبشاری سنتی به جای استفاده از روشهای چابک (اجایل) برای استقرار محصولات دیجیتال و تمرکز ناکافی بر پایداری یک راهکار دیجیتال.
برای حل مشکلات و چالشهای فوق، رهبران دیجیتال رویکردی اپراتور محور را براساس ویژگیهای زیر در پیش گرفتهاند:
- راهکارهای سفارشی: هر کارخانه یا معدن ویژگیهای منحصر به فرد خود را داراست: بدنهی سنگ معدن، فرآیند تولید و قابلیتهای فنی مرتبط، کیفیت مواد اولیه و حتی مهارت اپراتورها، از جمله این ویژگیها هستند. با این وجود، طبق نظرسنجی DAI، تنها ۲۵ درصد از صنایع معدن و فلزات از راهکارهای دیجیتال سفارشیسازی شده استفاده میکنند. بقیه از راهکارهای از پیش آماده شده و بسیار کم اثرتر استفاده میکنند. اپراتورها در یک شرکت معدنی بزرگ روسی به عنوان مثال، از یک سیستم مدیریت ناوگان آماده به کار به طور کامل استفاده نکردند زیرا در این سیستم برای عملیات روزانه، ماژولی تعریف نشده بود. با این حال، پس از سفارشیسازی سیستم در جهت عادیسازی الگوریتم تغییر سطوح معدن، نمایش ریز شاخصهای کلیدی عملکرد KPI معدن و سادهسازی طراحی رابط کاربری، اپراتورها این تغییر دیجیتال را پذیرفتند. نتیجه این شد که بهرهوری تجهیزات معدنی این شرکت روسی تا ۲۰ درصد افزایش یافت.
راهکارهای پامیکا برای حوزههای کاری مختلف
- پیادهسازی چابک: دلیل دیگر برای شکاف میان استراتژی و اجرا در تحول دیجیتال این است که سیستمهای دیجیتال بزرگ معمولاً با استفاده از متدولوژی آبشاری سنتی مستقر میشوند که به طور منظم بازخورد کاربر را در نظر نمیگیرد. در نتیجه، محصولات گاهی اوقات با انتظارات کاربران مطابقت ندارند و جدول زمانی به تأخیر میافتد. یک تولیدکنندهی جهانی فولاد تخت که یک سیستم نرم افزاری جدید را پیاده سازی کرد، دریافت که نیازهای کاربران به طور مکرر تغییر میکند و باعث تاخیرهای زیادی میشود، به گونهای که ارزش پروژه ۳۰ تا ۵۰ درصد کاهش می یابد. پس از تغییر به رویکرد چابک (اجایل) ، کاربران و توسعه دهندگان شروع به ملاقات هفتگی برای اعمال تغییرات در طراحی کردند و بدین ترتیب برنامه دیجیتال را به مسیر خود بازگرداندند.
- پایداری: در نهایت، صنعت معدن و فلزات باید راهکارهای دیجیتال را در طول زمان حفظ کنند، حتی زمانی که گروههای عملیاتی تغییر میکنند، کیفیت مواد اولیه متفاوت است و الزامات خارجی جدیدی مانند قوانین آلایندگی اعلام میشود. برخی از رهبران دیجیتال مراکزی تحت عنوان مرکز تحول تأسیس کردهاند و از کمک اپراتورهای کارخانهها برای طراحی و نگهداری راهکارهای دیجیتال در بلندمدت استفاده میکنند. در یک معدن زغال سنگ بزرگ، کارکنان معدن، نه تنها ورودیهایی را برای ساخت مدلها ارائه کردند، بلکه برای تغییر پارامترهای کلیدی و اصلاح بخشهایی از کد نیز در صورت لزوم آموزش دیدند. در نتیجه، این نیروی انسانی است که این راهکارهای دیجیتال را حفظ می کند و مدلهای جدید را در سایر واحدهای معدن مستقر میسازد و فرهنگی اپراتور محور برمبنای پذیرش دیجیتال در تمام بخشهای صنعت ایجاد مینماید.
سه راهکار تحول دیجیتال برای انسجام و تسریع در توسعه پایدار
برای دادههای صنعت خود،
ارزشی برابر با داراییهای فیزیکی قائل باشید.
ارزش دادهها در صنایعی با پیشرفت دیجیتال مانند بانکداری و خرده فروشی واضح است. اما برای بسیاری از صنایع خصوصاً صنعت معدن و فلزات، سرمایهگذاریها در فناوریهای جمعآوری دادهها همچنان به عنوان هزینهای اضافی تلقی میشوند. طبق نظرسنجی DAI، تنها حدود ۱۰ درصد از این صنعت، دادهها را به عنوان یک دارایی و سرمایهی سازمانی میبینند.
مدیران صنعت معدن و فلزات اغلب به درستی ارزش دادهها را با این استدلال رد میکنند که هزینه سنسورها برای جمعآوری دادهها بسیار بالا است، نصب دشوار و وقتگیر است و ارزش دادهها را نمیتوان به طور دقیق اندازهگیری کرد.
اما راههایی برای غلبه بر این چالشها وجود دارد. سنسورهای زیادی وجود دارند که ارزانتر هستند و میتوان در کمتر از دو ساعت آنها را نصب کرد. برای اهداف تعمیر و نگهداری، این سنسورهای ساده فقط اطلاعات حیاتی مانند دما، لرزش و سطح صدا را ثبت میکنند و به عملکردهایی مبتنی بر هوش مصنوعی AI برای ارائهی هشدارهای تعمیر و نگهداری پیشبینیکننده متصل میشوند.
برای مطالعهی بیشتر دربارهی تأثیر هوش مصنوعی بر کسبوکارها:
تأثیر هوش مصنوعی AI بر مشاغل مختلف چیست؟
حتی اگر مسئولین صنایع بر چالشهای جمعآوری دادهها غلبه کنند، همچنان باید به مسائل زیرساخت ذخیرهسازی و شبکه رسیدگی نمایند.
یک معدن یا کارخانه به تنهایی میتواند حجم عظیم و انواع متنوعی از دادهها را در هر ثانیه تولید کند. ذخیرهی تمام این دادهها گران و غیرضروری است، زیرا تنها مقدار محدودی از این دادهها واقعاً مفید هستند. برای مثال، دادههای غیرعادی ناشی از خرابی ماشینآلات. به علاوه، زیرساخت شبکه در صنایع در بسیاری از عملیاتهای از راه دور به اندازهی کافی قوی نیست تا بتواند ذخیرهسازی در زمان واقعی را انجام دهد.
با توجه به این محدودیتها، حدود نیمی از صنایع در سراسر جهان در نظرسنجی DAI اظهار داشتند که مدلهای سنتی انبار داده را با پلتفرمهای جدید داده و دیجیتال، مانند محاسبه لبه و ابر، ترکیب میکنند تا هزینهی ذخیرهسازی دادهها را کاهش دهند و سرعت دسترسی به آن را افزایش دهند. برخی ازین صنایع مدلهای تحلیلی پیچیده را در یک پلتفرم ابری امن میزبانی میکنند که به آنها امکان میدهد از چندین مدل دیجیتال بدون نیاز به فضای ذخیرهسازی یا نرمافزار اضافی برای پردازش استفاده کنند.
در نهایت، با توجه به ارزش دادهها، امنیت و مدیریت آن بسیار مهم است. خطا در ارائه یا گزارش دادهها و یا نشت دادهها به بیرون از صنعت میتواند عواقب وخیمی داشته باشد. نیمی از صنایع شرکتکننده در نظرسنجی DAI در حال ایجاد استراتژیهای داده و طرحهای مدیریتی جدید هستند که شامل ایجاد نهادهای حاکم بر دادهها و شناسایی نقشهای خاص مالک داده در صنایع خود میشود.
با توسعهی تفکر اکوسیستمی
همکاریهای داخلی و خارجی را گسترش دهید.
کل معمولاً از اجزای سازندهاش بزرگتر و مهمتر است. این موضوع در مورد دنیای دیجیتال نیز صادق است. مدیران موفق در تحول دیجیتال، قدرت استفاده از اکوسیستمهای داخلی و خارجی و مزایای ایجاد راهکارهایی یکپارچه بر روی پلتفرمی واحد را به خوبی درک میکنند:
- اکوسیستمهای داخلی: حدود ۱۵ درصد از کسبوکارهای شرکتکننده در نظرسنجی DAI این پژوهش از «تفکر سیستمی» برای ایجاد اکوسیستمهای داخلی هوشمند و یکپارچه استفاده میکنند که مزیت همافزایی را در سراسر زنجیرهی ارزش به همراه دارد. صنایع به جای ایجاد راهکارهای دیجیتال مستقل که در انزوا فعالیت میکنند، اکوسیستمهای داخلی را برای ایجاد تأثیری چندوجهی به کار میگیرند. به عنوان مثال، یک معدن مس بزرگ در شیلی یک مدل یادگیری ماشینی (ML) را برای بهینهسازی بازیابی مس در کارخانه تغلیظ، با سیستم ردیابی مواد معدنی خود در معدن ترکیب کرد. این ترکیب به شرکت اجازه داد تا پارامترهای عملیاتی را بر اساس انواع مختلف خوشههای معدنی تنظیم کند و عملکرد بازیابی را افزایش دهد. نمونهی مشابه دیگر، یک شرکت پیشرو در زمینهی فلزات و در حال توسعه بود که راهکاری برمبنای عملکرد اکوسیستم داخلی، برای ردیابی کلی و ردیابی کلاف فولادی در تولید، لجستیک و فروش بهکارگرفت. این تفکر اکوسیستمی نه تنها زمان انتظار در حین ارسال را کاهش داد، بلکه برنامه ریزی تولید شرکت و درک آن از مصرف مشتریان را نیز بهبود بخشید. همچنین این صنعت فلزات، با ردیابی مبتنی بر GPS کامیونها و واگنها، برای مشتریان این امکان را ایجاد کرد که وضعیت سفارش خود را در لحظه دنبال کنند.
- اکوسیستمهای خارجی: راههای مختلفی برای مشارکت صنایع در اکوسیستمهای خارجی وجود دارد به طور مثال آنها میتوانند یک بخش با عنوان سرمایهگذاری ریسکپذیر در صنعتشان ایجاد کنند تا همکاریهایشان را گسترش دهند یا کسبوکارهای دیجیتال جدیدی راهاندازی نمایند. کمتر از ۶۰ درصد از صنایع شرکتکننده در نظرسنجی DAI استراتژی مشارکت دیجیتال دارند، اما کسب وکارهایی که این کار را انجام میدهند میتوانند پذیرش دیجیتال را تسریع کنند و مزایای آن را افزایش دهند. به عنوان مثال، یکی از بزرگترین صنایع معدن و فلزات جهان، به عنوان بخشی از استراتژی تحول دیجیتال خود، یک درگاه دیجیتال، برای ارتباط معدنکاران با ارائهدهندگان راهکارهای معدنی دیجیتال راهاندازی کرد.
رشد و پرورش استعدادهای جدید برای حفظ ارزشآفرینی در تحول دیجیتال
اکثرصنایع معدن و فلزات از ابزارهای سنتی بهبود عملیات، از جمله اثربخشی کلی تجهیزات، قواعد ششگانهی سیگما و اصول کسبوکار چابک، استفاده کردهاند. اکنون مدیران باید راهکارهای دیجیتال را به این جعبه ابزار اضافه کنند. از صنایعی که در نظرسنجی DAI بررسی شده، ۳۰٪ اصلاً برنامهی ارتقای مهارتهای دیجیتال نداشتند، در حالی که ۴۵٪ دیگر فقط به تازگی ابتکارات آموزشی را آغاز کرده بودند. شکلدهی به فرهنگ دیجیتال نیاز به زمان دارد و میتواند دشوار باشد، اما بازدهی بالقوهی آن بسیار زیاد است.
صنایع باید برنامهها و سیاستهایی را طراحی کنند تا همهی سطوح سازمانی را با استراتژی دیجیتال آشنا و همسو سازند یعنی سطوح مدیریتی ارشد، مدیریت میانی و کارگاه. به عنوان مثال، یک شرکت صنعتی ترتیبی داد تا مدیران ارشد آن از مراکز دیجیتال و استارتآپهای صنعتی بازدید کنند و از نزدیک ببینند که چگونه فناوری دیجیتال در حل مشکلاتی مشابه مشکلات خودشان مؤثر است.
پیشنهاد پامیکا به مدیران موفق برای مطالعهی بیشتر:۱۵ دادهی آماری دربارهی بازدهی کاری کارکنان
جلب مشارکت مدیران میانی برای تحول دیجیتال بسیار حیاتی است، زیرا آنها وظیفهی دوگانهی پیشبرد دیجیتالی و در عین حال ارائهی نتایج سه ماههی بعدی را برعهده دارند. تیمهای مدیریتی ارشدی که هوشمندی و درایت دارند، ساختارهای انگیزشی ایجاد می کنند که به مدیریت میانی اجازه میدهد تا ریسکهای محاسبه شده را انجام دهد و برای نشان دادن نتایج زمان کافی داشته باشد.
یک شرکت صنعتی، مدیران خود را موظف کرد که با تیمهای کارگاهی همکاری نزدیکی داشته باشند، مکانهایی را که در آن راهکارهای دیجیتال میتوانند مشکلات تجاری را حل کنند شناسایی کنند و سپس این راهکارها را به عنوان یک تجارت معمول اجرا نمایند. این رویکرد به مدیریت میانی اجازه داد تا هدایت و پیادهسازی تحول دیجیتال را برعهده بگیرد، نه اینکه تحول را به یک تلاش از بالا به پایین تبدیل کند.
بسیاری از شرکتها میگویند که کارگاه سختترین حوزه برای معرفی و پیادهسازی تحول دیجیتال است. رویکردهای معمولی مانند برنامههای آموزشی آنلاین و جلسات مبتنی بر کلاس درس، اغلب ناکارآمد هستند زیرا به ندرت نشان میدهند که چگونه ابزارهای دیجیتال مشکلات دنیای واقعی را حل میکنند. برای حل این مشکل، برخی شرکتها اکنون از برنامههای صدور گواهینامهی یادگیری عملیاتی استفاده میکنند و ابزارهای دیجیتال پیشرفته را در موقعیتهای تجاری مختلف به کار میگیرند. این برنامهها همچنین به کارآموزان و تیمهای کارگاهی یک زبان مشترک برای برقراری ارتباط با توسعهدهندگان میدهد. هدف هم آموزش کارکنان در مورد مفاهیم دیجیتال است و هم تشویق آنها به استفاده از این ابزارها در کارهای روزمرهی خود.
راهکارهای دیجیتال پامیکا برای صنایع و حیطههای کاری مختلف
استفاده از ابزارهای دیجیتال در تمام سطوح سازمانی
بیشتر صنایع معدن و فلزات سنتی، وقتی تصمیم بر تحول دیجیتال میگیرند، تمام تلاشهای خود در این سفر دیجیتال را بر بهبود عملیات متمرکز میکنند. در نتیجه در حوزههایی مانند فروش و بازاریابی، تهیه تأمین و منابع انسانی به بلوغ دیجیتالی لازم برای تحول دیجیتال سراسری نمیرسند.
بهتر است با کاهش تمرکز راهکارهای دیجیتال بر عملیات، صنایع پیادهسازی اقدامات دیجیتال در سایر سطوح سازمانی را نیز شروع کنند. در شروع سفر دیجیتال صنایع معدن و فلزات درنظر گرفتن این عوامل بسیار مؤثر خواهد بود:
- تدارکات: طبق نظرسنجی DAI، نزدیک به ۷۵ درصد از صنایع همچنان به سیستمهای دستی یا مجزا برای تدارکات متکی هستند. حتی مدیران تحول دیجیتال در بخش عملیات اغلب از فرآیندهای خسته کنندهی تدارکات شکایت میکنند که منجر به کمبود موجودی، مازاد یا موجودی نادرست یا تأخیر در پردازش سفارشات خرید میشود. به طور مسلم، قائل شدن ارزشی ویژه برای دیجیتالی شدن فرآیندهای تهیهوتأمین آسان نیست، اما اتخاذ رویکردی دیجیتال در این باره، مطمئناً هزینههای سربار و خطاهای فرآیندی را کاهش میدهد. به عنوان مثال، بسیاری از صنایع در بخش تدارکات میتوانند با یک راهکار سفارشی بر اساس QR کد تمام فرآیندهای استاندارد را به صورت خودکار انجام دهند و فرآیند سفارش خرید را به یک کلیک کاهش دهند. برای به کارگیری پتانسیلهای پیشرفتهتر تحول دیجیتال، صنایع متخصصانی در حوزهی هوشمصنوعی استخدام کردهاند که برای پشتیبانی از تیمهای خرید در طول فرآیند تهیه و تأمین، راهکارهایی دیجیتال ایجاد میکنند.
- زنجیره تأمین: تقریباً ۵۰ درصد از صنایع شرکتکننده در نظرسنجی DAI برای شفافیت زنجیره تأمین به ابزارهای دستی و سنتی متکی هستند و حدود ۴۰ درصد از آنها برای حل مشکلات برنامهریزی فروش و عملیات خود از ابزارهای سنتی و دستی استفاده میکنند. از سوی دیگر، مدیران بخش تحول دیجیتال در حال ایجاد راهکارهای برنامهریزی یکپارچه هستند که عملیات زیادی را با یک کلیک به زنجیره تأمینهای بزرگ و پراکنده ارائه میدهند.
- فروش و بازاریابی: تقریباً ۵۰ درصد از شرکتهای شرکتکننده در نظرسنجی DAI دارای کانالهای فروش فیزیکی و دیجیتالی هستند که از هم جدا هستند و تنها نقاط تماس فردی را در طول مسیر مشتری، دیجیتالی کردهاند. از سوی دیگر، مدیران دیجیتال در حال حرکت به سمت ایجاد تجربهای یکپارچه در سراسر فروش، بازاریابی، توسعهی محصول جدید و امور مالی هستند.
- امور مالی: راهکارهای دیجیتال به مدیران مالی اجازه میدهد از صفحههای کاغذی تلنبار شده رویهم دور شوند و برنامهریزی مالی را بهبود بخشند. در طول همهگیری کووید-۱۹، مدیران از این ابزارهای پیشرفته برای مدلسازی سریع سناریوهای پیچیده و چند متغیره استفاده کردهاند. این مدلها به آنها کمک کردهاند تا در جریان همهگیری، ورودیهای ارزشمندی برای استراتژی کسبوکار ارائه دهند.
نقشهی سفر دیجیتال خود را ترسیم کنید.
صنایع معدن و فلزات در طیف دیجیتالی گستردهای قرار میگیرند. هر کدام ازین صنایع با توجه به وضعیت فعلی، زمینهی کسبوکار داخلی و خارجی خود، رویکرد متفاوتی را برای تحول دیجیتال اتخاذ کردهاند. اما هنوز کارهای زیادی باقی مانده است.
با توجه به دیدگاههای حاصل از نظرسنجیهای این مقاله و مطالعات و تجربیات تیم اتود در کار با صنایع مختلف، استفاده از مشاورهی رایگان اتود برای تحول دیجیتال صنعت معدن یا فلزات، نقطهی شروع خوبی برای سفر دییجیتال شما خواهد بود. فناوران و متخصصین اتود به شما کمک میکنند تا سفر دیجیتالتان را تسریع کنید و ارزشی پایدار برای صنعت خود بسازید.